![]() |
|
![]() |
|
امیر علی من | ||
|
|
سلام عزیزم این روزها خیلی با مزه شدی و تا وقت گیر می یاری می ایی پیش من می گی تتاب یعنی کتاب بخون خیلی به یاد گیری علاقه داری جدیدا یک شعری رو می خونی که من فقط نون و عسل رو ازش متوجه می شم تو خودت عسلی عزیزم خیلی دوستت دارم پسرک مهربون وقتی پیشم دراز می کشی و دستت رو دور گردنم می اندازی وقتی نگات می کنم می فهمم که مامان خوشبختیم که تورو دارم. [ چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ] [ 12:44 ] [ مریم ]
سلام عزیزم خیلی وقته که برات ننوشتم آخه این روزها سرم شلوغه تازگی ها وقتی دوتایی باهم هستیم برام شعر می خونی و یاد گرفتی تا ١٥ بشمری دیروز یک نرم افزار زبان برات خریدم و تو جورچین الفبا رو بدون غلط انجام دادی فدات بشم که اینقدر باهوشی به قول خودت بابوشی وقتی گوشی بابایی زنگ می خوره می گی بابایی ان ن نس یعنی اس ام اس تازگی ها بعضی روزها پیاده میام دنبالت و تو کلی ذوق می کنی که می خواهی پیاده بیای و منم کلی ذوق می کنم که با توپیاده روی می کنم مامانی یادت باشه همیشه دوستت دارم خیلی...
[ چهارشنبه 23 فروردين 1391 ] [ 18:08 ] [ مریم ]
[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 11:22 ] [ مریم ]
سلام عزیزم پسرک نازم امروز اصلا نذاشتی بخوابم و مدام پای کامپیوتر صدام می کردی به من می گی خلنگ جون یعنی مریم جون تازه یادگرفتی با کامپیوتر بازی کنی چند روز پیش برات یک دی وی دی لب تاپی با مانیتور گرفتیم ولی باز کامپیوتر را ترجیح می دی و به ما فرصت نمی دی یک کم شیطون شدی ولی نه زیاد یک شعر رو هم توی مهد یاد گرفتی پائیزه پائیزه برگ درخت می ریزه هوا شده کمی سرد روی زمین پر از برگ این رو با زبون کودکانه ات می خونی ولی من بقیه شعر رو بلد نیستم و هر چی به مربی شما گفتم تا برام بنویسه باز یادش می ره دوستت دارم یکی یک دونه من. [ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ] [ 19:54 ] [ مریم ]
سلام عزیزم امروز با نرم افزار پینت توی کامپوتر یک نقاشی قشنگ کشیدی خیلی دوستش دارم آخه موقع کشیدنش خیلی ذوق داشتی خیلی دوستت دارم خوشمزه من.
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 19:52 ] [ مریم ]
سلام عزیزم
[ سه شنبه 22 آذر 1390 ] [ 13:31 ] [ مریم ]
سلام عزیزم امروز روز تاسوعا است و من مجبور بودم صبح برم سر کار و باز تو تنها موندی وقتی مدام سرکارم حتی جمعه ها دلم می گیره که نمی تونم باهات وقت بگذرونم ولی قول می دم برنامه ریزی کنم تا بیشتر باهم باشیم خیلی دوستت دارم تو مهمترین چیز زندگی من هستی.
[ سه شنبه 15 آذر 1390 ] [ 16:50 ] [ مریم ]
بعد از چند روز سرماخوردگی و تب
[ جمعه 27 آبان 1390 ] [ 19:03 ] [ مریم ]
[ جمعه 6 آبان 1390 ] [ 14:29 ] [ مریم ]
سلام عریزم امروز 5 روزه
[ سه شنبه 3 آبان 1390 ] [ 21:14 ] [ مریم ]
[ سه شنبه 19 مهر 1390 ] [ 12:28 ] [ مریم ]
سلام عزیزم اومدم تا روز کودک رو بهت تبریک بگم
خدایا ممنون که امیر علی رو به ما هدیه دادی. خیلی دوستت دارم پسرک خوشگل و مهربون من. [ يکشنبه 17 مهر 1390 ] [ 19:17 ] [ مریم ]
[ چهارشنبه 13 مهر 1390 ] [ 17:27 ] [ مریم ]
این عکس مال زمستان پارساله یعنی نزدیک عید
وقتی امیر علی لا لابود
امیر علی و ماشینش
[ يکشنبه 10 مهر 1390 ] [ 19:00 ] [ مریم ]
سلام اینم چند تا عکس قدیمی تر وقتی یکخورده کوچولوتر بودی.
وقتی یکدفعه ازت عکس گرفتم و در حال شیطونی بودی.
امیر علی توی پارک با بابایی وقتی مامانی امتحان داشت.
خستگی امیر علی
دوستت دارم پسر ناز من
[ جمعه 8 مهر 1390 ] [ 22:44 ] [ مریم ]
|
|
| [ طراحی قالب وبلاگ : نایت سلکت ] [ Weblog Themes By : sibtheme ] | ||